مطالب تصادفی

آرشیو برچسب: کلام امام حسين عليه السلام

يمن هماره بوده با علي…

امام حسين عليه السلام

(محمد بن حنفیه: تَخْرُجُ إلَى مَكَّةَ فَإِنِ اطْمَأَنَّتْ بِكَ الدَّارُ بِهَا فَذَاكَ وَ إِنْ تَكُنِ الْأُخْرَى خَرَجْتَ إلَى بِلَادِ الْيَمَنِ فَإِنَّهُمْ أَنْصَارُ جَدِّكَ وَ أَبِيكَ وَ هُمْ أَرْأَفُ النَّاسِ وَ أَرَقُّهُمْ قُلُوباً وَ أَوْسَعُ النَّاسِ بِلَاداً فَإِنِ اطْمَأَنَّتْ بِكَ الدَّارُ وَ إِلَّا لَحِقْتَ بِالرِّمَالِ وَ شُعُوبِ الْجِبَالِ وَ جُزْتَ مِنْ بَلَدٍ إِلَى بَلَدٍ حَتَّى تَنْظُرَ مَا يَئُولُ إِلَيْهِ أَمْرُ النَّاسِ وَ يَحْكُمَ اللَّهُ بَيْنَنَا وَ بَيْنَ الْقَوْمِ الْفَاسِقِينَ.)
يَا أَخِي وَ اللَّهِ لَوْ لَمْ يَكُنْ مَلْجَأٌ وَ لَا مَأْوًى لَمَا بَايَعْتُ‏ يَزِيدَ بْنَ مُعَاوِيَةَ فَقَطَعَ مُحَمَّدُ بْنُ الْحَنَفِيَّةِ الْكَلَامَ وَ بَكَى فَبَكَى الْحُسَيْنُ ع مَعَهُ سَاعَةً ثُمَّ قَالَ يَا أَخِي جَزَاكَ اللَّهُ خَيْراً فَقَدْ نَصَحْتَ وَ أَشَرْتَ بِالصَّوَابِ وَ أَنَا عَازِمٌ عَلَى الْخُرُوجِ إِلَى مَكَّةَ وَ قَدْ تَهَيَّأْتُ لِذَلِكَ أَنَا وَ إِخْوَتِي وَ بَنُو أَخِي وَ شِيعَتِي وَ أَمْرُهُمْ أَمْرِي وَ رَأْيُهُمْ رَأْيِي وَ أَمَّا أَنْتَ يَا أَخِي فَلَا عَلَيْكَ أَنْ تُقِيمَ بِالْمَدِينَةِ فَتَكُونَ لِي عَيْناً لَا تُخْفِي عَنِّي شَيْئاً مِنْ أُمُورِهِمْ.

(پس ازآنکه محمد بن حنفيه برادرش امام حسين عليه السلام را به جهت حفظ جانشان به حرکت به سمت يمن که مردمش دوستدار وياوران امام علي عليه السلام بودند سفارش کرد،حضرت فرمودند:)
اى برادر! اگر ملجأ و پناهگاهى هم نباشد من با يزيد بن معاويه بيعت نخواهم كرد.
ناگاه محمّد بن حنفيه سخن خود را قطع و شروع به گريه نمود.
اي برادر! خدا تو را جزاى خير عطا كند، زيرا تو نصيحت كردى و راه ثواب را نشان دادى. من اكنون عازم مكه مي باشم. من و برادرانم و برادرزادگانم و شيعيانم براى اين مسافرت آماده شده ايم، امر آنان امر من و رأى ايشان رأى من است.
اما تو اى برادر! عيبى ندارد كه در مدينه بمانى و از طرف من مواظب امور اين گروه باشى‏.

بحارالأنوار/جلد۴۴صفحه۳۲۹

امشبي را شه دين در حرمش مهمان است…

امام حسین علیه السلام

يَا أُخْتَاهْ تَعَزَّيْ بِعَزَاءِ اللَّهِ فَإِنَّ سُكَّانَ السَّمَاوَاتِ يَفْنُونَ وَ أَهْلَ الْأَرْضِ كُلَّهُمْ يَمُوتُونَ وَ جَمِيعَ الْبَرِّيَّةِ يَهْلِكُونَ ثُمَّ قَالَ يَا أُخْتَاهْ يَا أُمَّ كُلْثُومٍ وَ أَنْتِ يَا زَيْنَبُ وَ أَنْتِ يَا فَاطِمَةُ وَ أَنْتِ يَا رَبَابُ انْظُرْنَ إِذَا أَنَا قُتِلْتُ‏ فَلَا تَشْقُقْنَ‏ عَلَيَ‏ جَيْباً وَ لَا تَخْمِشْنَ عَلَيَّ وَجْهاً وَ لَا تَقُلْنَ هُجْراً.

خواهرم به آن شکيبايي که خدا بهره ات سازد شکيبايي کن،همانا (عاقبت) ساکنان آسمان ها همه فنا خواهند شد و همه ي زمينيان خواهند مرد و همه ي مخلوقات هلاک خواهند شد، سپس فرمود اي خواهرم، اي امّ کلثوم و تو اي زينب و تو اي فاطمه و تو اي رباب، مراقب باشيد که آنگاه که من شهيد شدم براي من گريبان چاک نکنيد و چهره مخراشيد و سخنان ناروا بر زبان مرانيد.

اللهوف على قتلى الطفوف

«نماز» و «دلي پاک» ، سکوي پرواز حسين عليه السلام…

امام حسین علیه السلام

يَا عَبَّاسُ ارْكَبْ‏ بِنَفْسِي‏ أَنْتَ‏ يَا أَخِي‏ … ارْجِعْ إِلَيْهِمْ فَإِنِ اسْتَطَعْتَ أَنْ تُؤَخِّرَهُمْ إِلَى الْغُدْوَةِ وَ تَدْفَعَهُمْ‏ عَنَّا الْعَشِيَّةَ، لَعَلَّنَا نُصَلِّي لِرَبِّنَا اللَّيْلَةَ وَ نَدْعُوهُ وَ نَسْتَغْفِرُهُ فَهُوَ يَعْلَمُ أَنِّي قَدْ أُحِبُّ الصَّلَاةَ لَهُ وَ تِلَاوَةَ كِتَابِهِ وَ الدُّعَاءَ وَ الِاسْتِغْفَارَ.

اي عباس سوار بر مرکب شو، جانم به فداي تو اي برادر؛
بسوي ايشان بازگرد، اگر توانستي تا فردا را مهلت بگير و ايشان را امشب از ما دفع کن،
باشد که در اين شب براي خدا نماز گزاريم و او را بخوانيم و باو استغفار کنيم چرا که او مي داند که همانا من نماز براي او و تلاوت کتابش و دعا و استغفار را دوست دارم.

الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد/جلد۲/صفحه۹۰

کرببلات دلمو بُرده…

اباعبدالله الحسين عليه السلام

أَنَا قَتِيلُ الْعَبْرَةِ قُتِلْتُ مَكْرُوباً وَ حَقِيقٌ‏ عَلَى‏ اللَّهِ‏ أَنْ‏ لَا يَأْتِيَنِي‏ مَكْرُوبٌ‏ إِلَّا أَرُدَّهُ وَ أَقْلِبَهُ إِلَى أَهْلِهِ مَسْرُوراً.

من کشته سرشکم ، با دلى آكنده از غم كشته شدم و سزاوار است كه هر اندوهگينى به زيارت من مي آيد، خدا او را شادمان به خانواده اش بازگرداند.

ثواب الأعمال و عقاب الأعمال/صفحه۹۸

من صلاحتونو ميخوام!!

ثُمَّ جَاءَ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ عُمَرَ فَأَشَارَ إِلَيْهِ بِصُلْحِ أَهْلِ الضَّلَالِ وَ حَذَّرَهُ مِنَ الْقَتْلِ وَ الْقِتَالِ
فَقَالَ لَهُ يَا أَبَا عَبْدِ الرَّحْمَنِ أَمَا عَلِمْتَ أَنَّ مِنْ هَوَانِ الدُّنْيَا عَلَى اللَّهِ أَنَّ رَأْسَ يَحْيَى بْنِ زَكَرِيَّا أُهْدِيَ إِلَى بَغِيٍّ مِنْ بَغَايَا بَنِي إِسْرَائِيلَ
أَمَا تَعْلَمُ أَنَّ بَنِي إِسْرَائِيلَ كَانُوا يَقْتُلُونَ مَا بَيْنَ طُلُوعِ الْفَجْرِ إِلَى طُلُوعِ‏ الشَّمْسِ سَبْعِينَ نَبِيّاً ثُمَّ يَجْلِسُونَ فِي أَسْوَاقِهِمْ يَبِيعُونَ‏ وَ يَشْتَرُونَ‏ كَأَنْ‏ لَمْ‏ يَصْنَعُوا شَيْئاً فَلَمْ يُعَجِّلِ اللَّهُ عَلَيْهِمْ بَلْ أَمْهَلَهُمْ وَ أَخَذَهُمْ بَعْدَ ذَلِكَ أَخْذَ عَزِيزٍ ذِي انْتِقَامٍ اتَّقِ اللَّهَ يَا أَبَا عَبْدِ الرَّحْمَنِ وَ لَا تَدَعَنَّ نُصْرَتِي.

عبدالله بن عمر براي مصلحت انديشي نزد امام حسين عليه السلام آمد و ايشان را به آشتي با أهل ضلالت و گمراهي فراخواند و او را از جنگ و خونريزي برحذر داشت،
پس امام در جوابش فرمود: مگر متوجه نشده اي که از پستي و ناچيزي دنيا نزد خداوند اين است که سر بريده ي يحيي بن زکريا، هديه شد به بدکاره اي از بدکاران بني اسرائيل!
آيا نمي داني که بني اسرائيل در فاصله اذان صبح تا طلوع آفتاب هفتاد پيامبر را مي کشتند، سپس در بازارهايشان مي نشستند و به خريد و فروش مي پرداختند، آنچنان که گويي اصلا کاري نکرده اند؛ و خداوند بر آنها شتاب نکرد بلکه بديشان مهلت داد و پس از مدّتى آنان را بحكم عزّت و انتقام‏جوئى ذات مقدّسش گرفتار عذاب كرد، اى ابا عبد الرّحمن از خدا بپرهيز و يارى مرا از دست مده.

اللهوف على قتلى الطفوف

نهایتِ علم

امام حسین علیه السلام

جاءَ رَجُلٌ إلى‏ رَسولِ اللَّهِ صلى الله علیه و آله وقالَ: ما رأسُ العِلمِ؟، قالَ: مَعرِفهُ اللَّهِ حَقَّ مَعرِفتِهِ، قالَ: وما حَقُّ مَعرِفَتِهِ؟ قالَ: أن تَعرِفَهُ بِلا مِثالٍ ولا شَبیهٍ، وتَعرِفَهُ إلهاً واحِداً خالِقاً قادِراً، أوَّلًا وآخِراً، ظاهِراً وباطِناً، لا کُفوَ لَهُ، ولا مِثلَ لَهُ، وذلکَ مَعرِفهُ اللَّهِ حَقَّ مَعرِفتِهِ.

مردى خدمت رسول خدا صلى الله علیه و آله آمد و عرض کرد: رأس دانش چیست؟ حضرت فرمودند: خداشناسى، آن گونه که سزاوار شناخت اوست. عرض کرد: شناخت سزاوار او چیست؟ فرمود: این که او را بی مِثل و مانند دانى؛ او را معبودى یکتا ، آفریننده و توانا ، اوّل و آخر ، آشکار و نهان دانى که نه همتایى دارد و نه همسانى، این است حقّ خداشناسى.

میزان الحکمه/جلد۷/صفحه۱۹۴

لباس شهرت

سید الشهداء علیه السلام

مَنْ لَبِسَ ثَوْباً یَشْهَرُهُ کَسَاهُ اللَّهُ یَوْمَ الْقِیَامَهِ ثَوْباً مِنَ النَّارِ.

هرکس لباسی بپوشد که (به جهت متفاوت و نامأنوس بودنش) موجب شهرت (و انگشت نما شدن) او شود، خداوند روز قیامت به او لباسی بپوشاند از آتش.

کافی/جلد۶/صفحه۴۴۵

ابتلاء در سختی هاست

امام حسین علیه السلام

إِنَّمَا یُبْتَلَى الصَّالِحُونَ وَ لَوْ لَمْ تُؤْجَرْ إِلَّا فِیمَا تُحِبُّ لَقَلَّ الْأَجْرُ.

گرفتارى پیوسته درکمین مردان صالح است، اگر بنا باشد اجر و پاداش فقط در اموری باشد که آدم دوست مى دارد، در نتیجه اجر و پاداش ها بسیار کم می شد.

تحف العقول/صفحه۲۴۶

پایش نفس

امام حسین علیه السلام

إِنَّ الْمُؤْمِنَ اتَّخَذَ اللَّهَ عِصْمَتَهُ وَ قَوْلَهُ مِرْآتَهُ فَمَرَّهً یَنْظُرُ فِی نَعْتِ الْمُؤْمِنِینَ وَ تَارَهً یَنْظُرُ فِی وَصْفِ الْمُتَجَبِّرِینَ فَهُوَ مِنْهُ فِی لَطَائِفَ وَ مِنْ نَفْسِهِ فِی تَعَارُفٍ وَ مِنْ فِطْنَتِهِ فِی یَقِینٍ وَ مِنْ قُدْسِهِ عَلَى تَمْکِینٍ.

همانا مؤمن خداوند را نگاهدار و پناه خویش می گیرد و کلامش را نصب العین عمل خویش می گمارد، مؤمن در اوصاف مؤمنین و ستمگران در کلام خداوند نظر می کند، آنگاه به سبب این شناخت در بحری از نکات و لطائف بسر می برد، و دائما در بررسی و محک نفس خویش است، و بسبب زیرکی اش در یقین و اطمینان از گذر حوادث است، و بجهت پاکدامنی اش در زندگی اش قوی و تواناست.

تحف العقول/صفحه۲۴۸
theme