مطالب تصادفی

آرشیو برچسب: رحمت خدا

امان از روزي که ديگه رومون نشه بريم در خونه اش!

امام رضا عليه السلام

أَنَّهُ اسْتَغَاثَ بِمُوسَى لَمَّا أَدْرَكَهُ الْغَرَقُ وَ لَمْ يَسْتَغِثْ بِاللَّهِ فَأَوْحَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَيْهِ يَا مُوسَى لَمْ تُغِثْ فِرْعَوْنَ لِأَنَّكَ لَمْ تَخْلُقْهُ وَ لَوِ اسْتَغَاثَ‏ بِي‏ لَأَغَثْتُهُ.

آنگاه که فرعون در معرض غرق (در رود نيل) قرار گرفت به موسي پناه برد و درخواست کمک کرد ولي از خدا ياري نخواست (و موسي نيز به فريادش نرسيد)، خداوند عزيزو جليل به موسي فرمود: «اي موسي! تو به فريادش نرسيدي چون تو خالقش نبودي، و اگر از من کمک مي خواست قطعا دستش را مي گرفتم!»

عيون أخبار الرضا عليه السلام/جلد۲/صفحه۷۸

نه از اين وَر پشت بام و نه از آنوَر!

امام صادق عليه السلام

كَانَ أَبِي يَقُولُ إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ عَبْدٍ مُؤْمِنٍ إِلَّا وَ فِي‏ قَلْبِهِ‏ نُورَانِ‏ نُورُ خِيفَةٍ وَ نُورُ رَجَاءٍ لَوْ وُزِنَ هَذَا لَمْ يَزِدْ عَلَى هَذَا وَ لَوْ وُزِنَ هَذَا لَمْ يَزِدْ عَلَى هَذَا.

پدرم دائماً مي فرمود: هيچ «بنده ي مؤمني» نيست مگر آنکه در قلبش دو نور نهفته است، نور خوف(از عدالت و غضب خدا) و نور اميد(به رحمت و فضل خدا)، که اگر هر يک را وزن کني وزنش از ديگري افزون نباشد.

كافي/جلد۲/صفحه۶۷

شیطان و رحمت خدای رحمان

امام صادق علیه السلام

إِذَا کَانَ یَوْمُ الْقِیَامَهِ نَشَرَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى رَحْمَتَهُ حَتَّى یَطْمَعَ إِبْلِیسُ فِی رَحْمَتِهِ.

روز قیامت خداوند رحمتش را چنان گسترده می کند، که حتی إبلیس هم در رحمت واسعه پروردگار طمع و امید دارد!

الأمالی صدوق/مجلس۳۷/صفحه۲۰۵/حدیث۲

رحمت خدا کافر و مؤمن نمی شناسد!

امام صادق علیه السلام

جَاءَ أَصْحَابُ فِرْعَوْنَ إِلَى فِرْعَوْنَ فَقَالُوا لَهُ غَارَ مَاءُ النِّیلِ وَ فِیهِ هَلَاکُنَا فَقَالَ انْصَرِفُوا الْیَوْمَ فَلَمَّا کَانَ مِنَ اللَّیْلِ تَوَسَّطَ النِّیلَ وَ رَفَعَ یَدَیْهِ إِلَى السَّمَاءِ وَ قَالَ اللَّهُمَّ إِنَّکَ تَعْلَمُ أَنِّی أَعْلَمُ أَنَّهُ لَا یَقْدِرُ عَلَى أَنْ یَجِی‏ءَ بِالْمَاءِ إِلَّا أَنْتَ فَجِئْنَا بِهِ فَأَصْبَحَ النِّیلُ یَتَدَفَّقُ.

یاران فرعون نزد او آمده و به او گفتند:
«آب نیل فرو نشسته و اگر ادامه یابد همگى هلاک خواهیم شد»،
فرعون‏ گفت: «امروز بر کارهایتان بازگردید (من چاره آن خواهم کرد)»،
هنگامى که شب شد بمیان رود نیل رفت و دستهایش را بسوى آسمان بلند کرد و بدعا پرداخته گفت:
«بار خدایا تو خود نیک با خبرى که، من می دانم هیچ کس جز تو نمی تواند آب نیل را بازآورد، پس تو خود ما را آب ده (و نیل را پر آب گردان) چون صبح شد نیل لبالب از آب گردیده و امواج آن رویهم می غلطید.

من لایحضره الفقیه/جلد۱/صفحه۵۲۶/حدیث۱۴۹۹
theme