مطالب تصادفی

آرشیو برچسب: حضرت زينب سلام الله عليها

پدرم گفت پدرجان زن اگر “زن” باشد/شير در خانه و در کوچه و برزن باشد

قَالَ بَشِيرُ بْنُ خُزَيْمٍ الْأَسَدِيُّ وَ نَظَرْتُ إِلَى زَيْنَبَ بِنْتِ عَلِيٍّ يَوْمَئِذٍ وَ لَمْ‏ أَرَ خَفِرَةً وَ اللَّهِ أَنْطَقَ مِنْهَا كَأَنَّهَا تَفَرَّعُ مِنْ لِسَانِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع وَ قَدْ أَوْمَأَتْ‏ إِلَى النَّاسِ أَنِ اسْكُتُوا فَارْتَدَّتِ الْأَنْفَاسُ وَ سَكَنَتِ اْلْأَجْرَاسُ ثُمَّ قَالَتْ…

بشير گفت: آن روز(ورود کاروان اسراء به کوفه) زينب دختر على عليهماالسلام توجّه مرا بخود جلب كرد، زيرا به خدا قسم زنى را كه سرا پا شرم و حيا باشد از او سخنرانتر نديده‏ ام كه گوئى سخن گفتن را از زبان امير المؤمنين علىّ بن أبى طالب عليه السلام فرا گرفته بود، همين كه همراه با اشاره دست به مردم گفت: ساكت شويد، نفس ها در سينه ها حبس شد و زنگ ها كه به گردن مركب ها بود از حركت ايستاد سپس فرمود…

اللهوف على قتلى الطفوف/المسلك الثالث في الأمور المتأخرة عن قتله صلوات الله عليه‏

راه و چاره…

امام سجاد عليه السلام

إنَّ‏ عَمَّتي‏ زَينَبَ‏ مَعَ‏ تِلكَ‏ المَصائِبِ‏ وَ المِحَنِ النّازِلَةِ بِها في طَريقِنَا إلى الشّامِ ما تَرَكَت نَوافِلَها اللَّيلِيَّةَ.

همانا عمه ام زينب باوجود آن مصيبت ها و سختي هايي که بر سرش آمد، در مسيرمان تا شام نوافل شبش را ترک نکرد.

عوالم العلوم و المعارف/جلد۱۱/صفحه۹۵۴
theme