مطالب تصادفی

حاجي احرام دگر بند ببين يار کجاست!

أَبِي زَكَرِيَّا الْأَعْوَرِ قَالَ: رَأَيْتُ أَبَا الْحَسَنِ ع يُصَلِّي قَائِماً وَ إِلَى جَانِبِهِ رَجُلٌ كَبِيرٌ يُرِيدُ أَنْ يَقُومَ وَ مَعَهُ عَصًا لَهُ فَأَرَادَ أَنْ يَتَنَاوَلَهَا فَانْحَطَّ أَبُو الْحَسَنِ ع وَ هُوَ قَائِمٌ فِي صَلَاتِهِ فَنَاوَلَ الرَّجُلَ الْعَصَا ثُمَّ عَادَ إِلَى مَوْضِعِهِ إِلَى صَلَاتِهِ.

ابوزکرياي اعور مي گويد:
امام کاظم عليه السلام را درحال نماز ديدم، که درکنارشان پيرمردي بود که مي خواست برخيزد درحاليکه مي خواست عصايش را بردارد(ولي نمي توانست)، آنگاه امام کاظم عليه السلام در حال نماز خم شدند و عصاي پيرمرد را به او دادند و به ادام? نماز خويش برگشتند.

من لا يحضره الفقيه/جلد۱/صفحه۳۷۱

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

theme